محمدتقى نورى

178

اشرف التواريخ ( فارسي )

فئهء طاغيه را فرونشانيده و به صدمهء گرز مغفر كوب آن گروه منكوب را به قدر تيررس « 1 » پس دوانيدند . بقيهء روسيه كه مستحفظ سنگر بودند ، چون عرصه را تنگ ديدند ، عرّاده‌هاى « 2 » توپ را پيش كشيده ، به ضرب گلولهء توپ افواج قاهره را مجددا مضطرب نمودند . جنود مسعود چون راه چاره را « 3 » مسدود ديدند ، دو دسته شده ، از عقب « 4 » سر به سنگر آن گروه ضلالت سير ريخته ، دست به قتل و اسر گشاده ، از هرگوشه به فكر غنيمت افتادند . بقيهء لشكر نصرت‌اثر رفته‌رفته به آوازهء غنيمت پيش رو را خالى كرده ، سرگرم يغما گرديدند و اين خود از تدبير « 5 » و حيلهء سردار روسيه بود كه سنگر را به جهت مشغول شدن بهادران شير حمله به يغما « 6 » خالى كرده ، چون پيش رو را از وجود مردان كارى خالى ديدند « 7 » ، جمعى را به محافظت از پيادگان « 8 » آنجا گماشته و خود با چند عرّادهء توپ‌رو از معركه برگاشته ، « 9 » مبارزين لشكر ظفرقرين كه به غنيمت و اولجاى مشغولى داشتند ، به يك بار خود را در غرقاب بلا و كام « 10 » اژدها ديدند . « 11 » نه فرصت دستبرد و نه قدرت زدوخورد يافته ، ناچار آنچه كسيب شده بود ، گذاشته رو از معركه برتافته ، بين العسكرين را هم قطع ديده ، ديگر ياراى پيوستن به موكب نايب السّلطنه ( 66 ب ) نشده از همان‌جا به سمت ايروان عنان تاب شده ، امرا و سركردگان از توزك سپهدارى افتاده ، كام و ناكام نايب السّلطنه به مرافقت هزيمتيان موافقت « 12 » كرده ، از ايروان نيز جلو « 13 » لشكر را ضبط نكرده ، تا سه منزل به عقب آمدند . در آن‌روز وهن عظيم به جهت « 14 » امرا و سركردگان روى نموده « 15 » ، تمامى بنه و آغروق را بدست دشمن داده ، خال عار فرار را بر چهرهء روزگار خود كشيده ، به ملامت و سرزنش

--> ( 1 ) . مج : يك تيررس . ( 2 ) . متن : عرادهاى . ( 3 ) . مج : چاره از پيش رو . ( 4 ) . مج : از پشت . ( 5 ) . مج : از تمهيد . ( 6 ) . مج : به جهت يغما و مشغولى بهادران ظفر انتما . ( 7 ) . مج : ديد . ( 8 ) . مج : از « پيادگان » ندارد . ( 9 ) . مج : بركاشته ؛ ملك : بركاسته . ( 10 ) . مج : ذهن . ( 11 ) . مج : ديده . ( 12 ) . مج : موافق . ( 13 ) . مج : جلوى . ( 14 ) . مج : وهن تمام به حال . ( 15 ) . مج : راه يافته .